تبليغاتX
عبور از راه بی نقشه
لطفن فيلم را به چيز نكشيد، حتی شما دوست عزیز

نوروز خیلی خوب است. در ایام نوروز در خانه نشسته ام و لنگ هایم را زده ام سینه ی دیفال و از صبح علی الطلوع تا بوق سگ برنامه های شگفتی آفرین صدا و سیما را تماشا می کنم. آن هم چی؟ هر شبکه روزی یک فیلم دارد. خیلی حال می دهد. خدا حفظ کند این برادر ضرغامی را. آن هم چه فیلمهایی! همه کوتاه شده و خلاصه شده. بعضی ها به این کار سانسور می گویند. اما من به آن تدوين جديد مي گويم. چون غالبن خلاقيت زيادي در آنها به كار مي رود و گاهي داستان فيلم به كلي عوض مي شود.

امروز فیلم "هوو"ی داوودنژاد را نشان می داد. از آن جا که ده -بیست بار این فیلم را دیده ام و پلان به پلانش را از برم،‌ از ديدن اين فيلم با تدوين كاملن جديد حسابي هيجان زده و مشعوف شده بودم. موسيقي اش هم عوض شده بود. زنهاي فيلم هم به علت تبرج (!) خبر زيادي ازشان نبود و در تدوين جديد، لحاظ نشده بودند.

تازه پيام هاي بازرگاني را هم با دقت و لذت تمام نگاه مي كنم. مخصوصن از يكيش خيلي خوشم آمده كه مربوط به وزارت ارتباطات و فن آوري اطلاعات است. در اين پيام بازرگاني، خانواده خوشبختي را مي بينيد كه به بركت اين وزارت فخيمه هم تلفن مي زنند هم از اينترنت استفاده مي كنند هم نامه مي فرستند و هم كارهاي شگفت انگيزي از اين قبيل. بعد آقاهه مي آيد و با هيجان مي گويد:

"اين داستان واقعي بود... بله!‌ واقعي بود!"

باورتان مي شود اين داستان واقعي باشد؟ نه!  جان من! ما رو باش كه خبر نداشتيم علم پيشرفت كرده و هنوز با دود به هم خبر می رساندیم.


کلام امروز: عشق و آزادی خواهر و برادرند،‌ و غصب و اسارت پدر و مادرشان. (علي شريعتي)

2 نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 1:33  توسط امیرحسین  |