تبليغاتX
عبور از راه بی نقشه

eam۲۱.JPG

ز گریه مردم چشم ام نشسته در خون است. احسان منصوری، دو سال. لابد به خاطر ضرباتی که با صندلی روی دستبندش نزده اند و جای ضربات را دوستانش ندیده اند. احمد قصابان دو و نیم سال. لابد به خاطر این که زیر شکنجه با تکه های لامپ قصد خودکشی نکرده بود. مجید توکلی سه سال. لابد به خاطر این که دو ماه در اعتصاب غذا نبود و به خانواده اش نگفته بود: "مرا برای اعتراف تلویزیونی تحت فشار گذاشته اند اما می میرم و اعتراف نمی کنم".

ما در ایران آزادی داریم. خوبش را هم داریم. خوشگلش را هم داریم. مطلقش را هم داریم. سیصد و شصت درجه اش را هم داریم. کدام کثافتی گفته ما آزادی نداریم؟ این سه تا گفته اند؟ چون دروغ گفتند باید بروند زندان. دو سال و دو و نیم سال و سه سال.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 10:9  توسط امیرحسین  | 

شنیدم یکی از بسیجی ها در تجمع دوشنبه ی پیش در دانشگاه تهران خطاب به دانشجویان معترض گفته: "لیبرال ها که تکلیفشان معلوم است و از آمریکا پول می گیرند، اما چپ ها دیگر مشکلشان چیست؟ مگر نمی بینند که فیدل کاسترو و چاوز و اورتگا دست دکتر احمدی نژاد را که قهرمان مبارزه با امپریالیزم است می فشارند؟" در جواب به این برادر می خواهم بگویم مگر ندیدید که دختر چه گوارا که خودتان دعوتش کرده بودید همین چند روز پیش در همایش "چه مثل چمران" که خودتان برگزار کرده بودید آب پاکی را روی دستتان ریخت و حسابی از خجالتتان در آمد؟

راستی با خودم فکر می کردم اگر به جای بسیج تهران، انجمن اسلامی دانشگاه علامه یا پلی تکنیک این مراسم را برگزار کرده بود و آلیدا گوارا در مراسم ما جمله اش را با "به نام خلق کوبا" آغاز کرده بود و از کمونیسم دفاع کرده بود، چه بر سرمان می آمد؟ سر مقاله ی فردای کیهان:

"توطئه ی عنکبوت سرخ لو رفت!

عده یی از دانشجو نمایان اخراجی دفتر تحکیم طیف علامه که در بازداشت به سر می برند، از نقشه ی شوم بنگاههای صهیونیستی شوروی سابق برای براندازی نظام پرده برداشتند. این گروه که با برگزاری باصطلاح همایش "چه مثل چمران" و دعوت از دختر معلوم الحال فردی به نام "چه گوارا" که مرتبط به بنیاد سورس (متعلق به فک و فامیل دیک چنی) بوده و همکاری اصلاح طلبان و فردی به نام س. حجاریان و تعدادی از عناصر سازمان منافقین قصد تبلیغ کمونیسم و براندازی نظام را داشتند قرار بود پس از سخنرانی آلیدا گوارا (که عضو ساواک است) با پیوند با جنبش های کارگری و زنان، براندازی نرم انجام دهند اما با هوشیاری دانشجویان موفق به این کار نشدند. یکی از این دانشجونمایان اعتراف کرد که ک.گ. و ل.م. و ن.و. و ه.ی. هم از کاخ سفید برای این کار پول گرفته بودند".

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:13  توسط امیرحسین  | 

مگه دانشجوی زندانی، همین مجید شیخ پور نبود؟ ها؟ جان من!

۱۶-mehr-۱.jpg

امروز احمدی نژاد در دانشگاه تهران بود. یک نفر از کسانی که توی سالن به صحبت هایش گوش داده است از احمدی نژاد نقل کرد که گفته: "در دانشگاه کلمبیا آزادی رعایت نمی شد و افرادی که در سالن بودند فقط با کارت دعوت توانسته بودند داخل شوند". خود این فرد وقتی این را تعریف می کرد از خنده ریسه می رفت چون در سالنی که احمدی نژاد این حرفهای قشنگ را می زد، احدی بدون کارت دعوت نتوانسته بود وارد شود، حتی دانشجویان دانشگاه تهران. نه تنها این، که سه تا در را قفل کرده بودند که نامحرم وارد نشود و باز نه تنها این، بلکه بسیجیان تمام دانشگاه ها جمع شده بودند و حلقه ی انسانی تشکیل داده بودند تا از این تحفه در برابر دانشجویان حفاظت کنند!!!

اما از آن قشنگ تر، اقدام انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران بود که تریبون آزاد بامزه یی برگزار کرده بود تا بقول خودشان از "اسلامیت" نظام دفاع کنند!! این عزیزان در حالی که دانشجویان از بسیج باغیرت کتک می خوردند و دک و دهن یکی از بچه های پلی تکنیک خونین و مالین شده بود، از پشت تریبون شان با آرامش اعلام می کردند که "ما اهل گفتمان هستیم". من نمی دانم چطور یک نفر می تواند اهل "گفتمان" باشد. لابد منظورشان "گفت و گو" بود و به خاطر سواد زیاد این سوتی ها را می دادند!

و اما شمه یی بشنوید از این گفت و گو یا بقول خودشان "گفتمان"!! با این که مدام اعلام می کردند که این مراسم، یک "تریبون آزاد" است و تریبون آزاد هم که لابد اسمش روش است، بعد از این که حسابی با رگ گردن باد کرده از اسلامیت نظام (که من نفهمیدم کی به خطر افتاد) دفاع کردند، هنگامی که نوبت به یار دبستانی ام مجید شیخ پور رسید، هنوز یک جمله هم به زبان نیاورده بود که عزیزان انجمن سنتی در اقدامی "گفتمان" گونه، یقه ی مجید را گرفتند و با خشونت و وحشی گری تمام پایینش کشیدند. هنوز که هنوز است باور نمی کنم که این توحش کور و غم انگیز واقعن رخ داد.

قسمت جالب (و یا شاید شرم آور) ماجرا این بود که این عزیزان مدام از "دانشجویان زندانی" صحبت می کردند و سنگشان را به سینه می زدند. یعنی این باهوش ها و با معرفت ها نمی دانستند که مجید شیخ پور تازه از زندان آزاد شده است؟ نمی دانستند که سه همکلاسی دیگرش (که هیچ نسبتی با اینان ندارند) هنوز در بند هستند و رنجنامه ی خانواده هایشان هنوز پشت هر انسانی را که کمی انسانیت درونش باقی مانده باشد می لرزاند؟ این بوکسورهای خشمگین "گفتمان"کن از کدام دانشجوی زندانی صحبت می کردند؟ هیچ کدام از دانشجویان آزادیخواه با شما نسبتی ندارند آقای نقاشی! آقای سلماسی! و بقیه ی برادران! بی خود زور نزنید. این جا به چهره ی برافروخته و رگ گردن و حرفهای گنده مدال نمی دهند. شما را چه به مجید توکلی و احسان منصوری و احمد قصابان؟ شما را چه به دانشجویان رنج کشیده سرزمینم؟ اشتباه آمده اید. خدا روزیتان را جای دیگر حواله کند.

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 16:43  توسط امیرحسین  | 

باورم نمی شه که همین جور مفتی مفتی پاییز شروع شده. هوا داره هر روز سردتر می شه و من سرپناهی ندارم. خونه یی ندارم. حتی این وبلاگ خونه ی من نیست. وبلاگی که فقط آپش می کنم تا مأموران امنیتی به زحمت خوندن پست جدیدم بیفتند. توی این خونه ی شیشه یی با این همه چشم نامحرم، نمی تونم برهنه بشم. نمی تونم دلم رو باز کنم. این انصاف نیست.

برادر! اخوی! حاج آقا! نمی دونم چی صدات کنم. این وبلاگ به طور متوسط سی-چهل تا بازدیدکننده در روز بیشتر نداره. این جا من نمی تونم انقلاب مخملی یا کلنگی یا هر نوع دیگه یی کنم؛ خیالت تخت. بذار حرفم رو بزنم. بذار بغضم رو برای خودم بشکنم. بذار به درد خودم بمیرم.

غروب شد

و بادبادک سرگردان

به روی خانه ی کاشانه های بیگانه

هنوز می چرخد

"مرا به خانه ی من برگردان"

"مرا به خانه ی من برگردان"

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:57  توسط امیرحسین  | 

محبوبه مقدم پژوهشگر مسایل زنان و فوق لیسانس مطالعات زنان حدود سه هفته است که در زندان به سر می برد. هنوز اتهام او را به خانواده اش نگفته اند. شاید پژوهش در این وا نفسای دغدغه ی نان خود جرمی بزرگ باشد!!

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 12:44  توسط امیرحسین  | 

دعوت رییس دانشگاه به مناظره

صدرالدین شریعتی رییس دانشگاه را به مناظره دعوت کردیم. متن بیانیه ی کمیته ی دفاع از حق تحصیل دانشگاه علامه به این شرح است:

الملك يبقي مع الكفر و لايبقي مع الظلم

مي گويند آغاز سال تحصيلي، بهار علم و دانش است اما براي بسياري از فعالان دانشجويي كه اين ترم از تحصيل محروم و به دانشگاه ممنوع الورود هستند اين بهار بي رونق و سرد است.

ترم پاييز را در شرايطي آغاز مي كنيم كه بيش از 30فعال دانشجويي دانشگاه علامه طباطبائي با احكام شديد انضباطي مواجه شده اند بي اين كه گناهي داشته باشند. تنها جرم آنان شركت در فعاليت هاي صنفي، مدني و سياسي مسالمت آميز است. چنين فاجعه شرم آوري كه در تاريخ آكادمي جهان به نام آقاي شريعتي، رئيس انتصابي دانشگاه، ثبت خواهد شد، تنها كمي بعد از سخنراني ايشان اتفاق افتاد كه گفت« دانشگاه را براي دانشجويان منتقد ناامن خواهم كرد». آقاي رئيس غافل است كه اينجا پادگان نيست و انتقاد لازمه پويايي دانشگاه است و ايشان در جايگاهي نيست كه دانشجويان را تهديد كند. دانشگاه، خانه دانشجو است، رئيس و مسئولان دانشگاه فقط عده اي كارمند و خدمتگزارند و هرگز ارباب دانشجويان نيستند كه با آنها مانند برده زرخريد خود رفتار كنند. كميته انضباطي نيز حتي بر اساس آئين نامه هايش، بايد نهادي در خدمت آسايش و امنيت دانشجويان باشد نه اين كه به دستگاهي براي ارعاب و سركوب و ناامني براي دانشجويان تبديل شود.

ما به عنوان كميته دفاع از حق تحصيل دانشگاه علامه اعلام مي كنيم كه روند رسيدگي به پرونده هاي فعالان دانشجويي اين دانشگاه غيرقانوني، غيرعادلانه و غيرانساني بوده است. به همين جهت به طور رسمي رياست دانشگاه، تيم همراه شان و اجراكنندگان تصميمات وي را به مناظره دعوت مي كنيم تا حقيقت روشن شود.

هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين!

اگر آقاي رئيس و انصار و اعوان شان، ذره اي به عملكردشان باور دارند، در يك مناظره باز با داشنجويان شركت كرده و برهان و استدلال خود را مطرح كنند. ما نيز برهان خود را دال بر بي گناهي مان ارائه مي كنيم تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد. خواستاريم اين مناظره در حضور دانشجويان انجام شود و حاضريم در اين صورت به تمام سوالات و شبهات پاسخ دهيم. در مقابل ايشان بايد پاسخ دهند كه چرا و به چه حقي دانشجويان منتقد را از تحصيل محروم مي كنند؟ به چه اجازه اي در كميته انضباطي ايشان به دانشجويان توهين مي شود؟ چرا كميته انضباطي به هيچ مرجعي پاسخگو نيست؟ بر چه اساسي در كميته انضباطي بدون تفهيم اتهام و بدون امكان دفاع براي دانشجويان احكام سنگين صادر مي شود؟ اين رسم كجاست و كدام عدالت و منطق و قانون و شرع و شعور اين موضوع را تائيد مي كند؟ كدام قانون اجازه مي دهد كه دانشجويان را ممنوع الورود كنند و به خانه خود راه ندهند؟ به چه دليل دانشگاه علامه در برابر حكم دستگاه قضائي مبني بر برائت دانشجو تمكين نمي كند؟ چرا ايشان به جاي پاسخگويي به سوالات دانشجويان به آنها توهين مي كند و تهمت و افترا مي زند و آنان را چاقوكش خطاب مي كند؟ چرا دانشجويان را به خاطر تجمعي كه طبق اصل ۲۷قانون اساسي مجاز است، محاكمه مي كند؟ و بسياري سوالات ديگر .

اما متاسفانه شنيده ها حاكي از اين است كه براي يكي از همكلاسي هايمان(دانشجوي كارشناسي ارشد حقوق بشر) حكمي صادر شده كه ممكن است منجر به اخراج وي از دانشگاه شود. مسئولان دانشگاه متوجه باشند كه اگر اين اتفاق بيفتد، دانشجويان ساكت نخواهند ماند و كميته دفاع از حق تحصيل و دانشجويان به هيچ عنوان اين حكم را نپذيرفته و به هر قيمتي در برابر اجراي آن خواهند ايستاد.

ما فقط خواستار اجراي قانون و عدالت هستيم. منطق ما منطق زور نيست، منطق كلمه و كلام است. كساني كه پشت درهاي بسته كميته انضباطي و حراست سعي در ترساندن ما داشته و دارند، اگر مي توانند بهتر است در برابر كلام با كلام مقابله كنند و گرنه شمشیر كشيدن در برابر كلام، هنر نيست.

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 8:48  توسط امیرحسین  | 

دیشب یکی از  دوستانم این اسم ام اس را برایم فرستاد: "آغاز سال تحصیلی بر شما دوست تعلیقی مبارک باد!" حیف که تالیای کوفتی م اعتبار نداشت وگرنه برای سی دانشجوی تعلیقی دیگر علامه هم فورواردش می کردم. برای رشید و مرتضی برای سلیمان و عسل . برای شیما و علیرضا، برای ماندانا و امیر...

شنیدم در نیویورک، درخواست احمدی نژاد را برای سخنرانی در دانشگاه رد کرده اند. فریاد وا آزادی بیانا بود که به هوا رفت و ناگهان همه نگران آزادی های آکادمیک شدند. به نظر من هیچ اشکالی ندارد که احمدی نژاد هم در دانشگاه سخنرانی کند، هر وقت من و دوستانم که به جرم فعالیت صنفی مسالمت آمیز و قانونی از ورود به دانشگاه محروم شده ایم، به خانه ی خودمان برگشتیم،  احمدی نژاد هم می تواند بعنوان مهمان قدم به خانه ی دانشجویان بگذارد.

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 11:34  توسط امیرحسین  |